اسلاب

لغت نامه دهخدا

اسلاب. [ اِ ] ( ع مص ) اسلاب ناقة؛ بچه ناتمام افکندن شتر یا مردن بچه او. ( منتهی الارب ). || اسلاب شجر؛ رفتن و ریختن برگ و بار آن.
اسلاب. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سَلب. ربوده ها: ثم امر علیه السلام یجمع الاسلاب... و نادی فی الناس من عرف شیئاً من قماشه فلیأخذه. ( ابن الطقطقی ).

فرهنگ فارسی

جمع سلب
اسلاب ناقه بچه ناتمام افکندن شتر یا مردن بچه او.

جمله سازی با اسلاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معنا و مدلول لفظ غنيمت و مغنم، پس از سپرى شدن دوران جاهليت دو نوبت مورددگرگونى قرار گرفته است: يك بار در تشريع اسلامى، و بار ديگر به وسيلهمتشرعين. تا جايى كه اين دو لفظ از لحاظ معنى و مفهوم نزد و متشرعه با سلب و نهب وحرب يكى شده اند. از باب مثال، هر گاه فردى عرب زبان بگويد: سلبهسلبا منظور اين است كه هماوردش را لخت كرده، لباس و سلاح و مركب سوارى و هرچه را كه حريفش با خود داشته برگرفته است. جمع آن هم اسلاب مى باشد. واگر بگويد: حربه حربا به اين معنى است كه هر چه كه داشته گرفته وچيزى براى او نگذاشته است. و اگر گفته شود حربالرجل ماله، يعنى آنچه را كه داشته به يغما رفته است. اما نهبه وقتىاست كه مالى از كسى بزور گرفته شود.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز