دانشنامه آزاد فارسی
تاریخ عالم آرای عباسی. رجوع شود به:عالم آرای عباسی
تاریخ عالم آرای عباسی. رجوع شود به:عالم آرای عباسی
[ویکی فقه] تاریخ عالم آرای عباسی. تاریخ عالَم آرای عباسی، کتابی تاریخی به فارسی در باره رویداد های سلسله صفوی از آغاز تا مرگ شاه عباس اول (متوفی ۱۰۳۸)، تألیف «اسکندر بیگ منشی»، منشی شاه عباس.
اسکندر بیگ در ۱۰۲۵ تألیف آن را شروع کرد و آن را «عالم آرای عباسی» نامید.
علت نامگذاری کتاب
«ایرج افشار» احتمال داده است که سبب نامگذاری آن، کتاب «تاریخ عالم آرای امینی» در انتقاد از حکومت صفوی و رخداد های پادشاهی شاه اسماعیل اول، بوده باشد.
مندرجات کتاب
اسکندر بیگ قصد داشته کتابش را در سه مجلد مشتمل بر یک مقدمه، دو صحیفه و یک خاتمه بنویسد، اما مجال نگارش خاتمه را نیافته است.
← مندرجات صحیفه اول
...
[ویکی نور] تاریخ عالم آرای عباسی. «تاریخ عالَم آرای عباسی»، کتابی تاریخی به فارسی در باره رویدادهای سلسله صفوی از آغاز تا مرگ شاه عباس اول (متوفی 1038ق.)، تألیف اسکندربیگ منشی، منشی شاه عباس است. اسکندربیگ در 1025ق. تألیف آن را شروع کرد و آن را «عالم آرای عباسی » نامید.
کتاب حاضر، مشتمل بر یادداشت مصحح؛ آقای ایرج افشار بر چاپ سوم کتاب، مقدمه گردآورنده فهرست(افشار)، دیباچه مولف، دو صحیفه و یک خاتمه است.
مقدمه درباره نسب و احوال پادشاهان صفوی و ظهور شاه اسماعیل و رویدادهای حکومت اوست. صحیفه اول که در 1025ق. به پایان رسیده است، 12 مقاله را شامل می شود: مقاله اول، به سلطنت جانشینان شاه اسماعیل (شاه طهماسب اول، شاه اسماعیل ثانی و سلطان محمد خدابنده) و جلوس شاه عباس اول بر تخت سلطنت، و 11 مقاله دیگر به روحیات، ویژگی های اخلاقی و اجتماعی و عادات او اختصاص یافته است. صحیفه دوم که بخش اعظم عالم آرای عباسی است، به سلطنت شاه عباس مربوط می شود. مؤلف آن را به دو «مقصد» و یک «خاتمه» تقسیم کرده است: مقصد اول (یا جلد دوم)، از جلوس شاه عباس تا پایان سال سی ام سلطنتش در 1025ق، و مقصد دوم (یا جلد سوم) 12 سال آخر سلطنت شاه عباس از 1026ق. تا مرگ وی در 1037ق.را دربر می گیرد. از «خاتمۀ» کتاب که مؤلف آن را «حکایات غریبه و روایات عجیبه «نامیده، اکنون نشانی در دست نیست و یا نویسنده خود، به تألیف آن نپرداخته بوده است.
عالم آرای عباسی را از نظر اهمیت مطالب آن می توان به دو بخش تقسیم کرد: بخش نخست از آغاز کتاب تا حدود وقایع اواخر روزگار سلطان محمد خدابنده که مؤلف از منابع گوناگون و روایات شفاهی بهره برده است؛ بخش دوم که اسکندربیک خود در مقام منشی دیوان ناظر بسیاری از رویدادها بوده، از اهمیت بیشتری برخوردار است. اسکندربیک، چنانکه خود گفته، درباره نسب پادشاهان صفوی و احوال نیاکان این دودمان - مانند بیشتر منابع آن دوره - بر صفوه الصفای ابن بزاز تکیه داشته، و از «اتفاق جمهور علمای انساب»، یاد کرده است که نسب شیخ صفی الدین اردبیلی را به امام موسی کاظم(ع) رسانده اند. مؤلف جز آن به روایات شفاهی نیز استناد جسته، و گاه درباره آن داوری کرده است.
مهم ترین بخش تاریخ عالم آرای عباسی، بخش دوم آن است که حاوی شرح وقایعی است که اسکندربیک به اقتضای شغل خود ناظر بسیاری از آن ها بوده است. افزون بر این، استفاده او از اسناد دولتی و تماس با دولتمردان حکومت و ایلچیان دولت های بیگانه، به این بخش از اثر وی اعتبار بیشتری بخشیده است. عالم آرای عباسی از آغاز تا زمان جلوس شاه عباس کبیر، به طور موضوعی فصل بندی شده، و از این پس دقیقاً بر اساس سنوات نگارش یافته است. هر فصل با ذکر سال ترکی و معادل هجری قمری آن آغاز شده، و همین گونه به ترتیب سال های سلطنت شاه عباس پیش رفته است؛ هر چند در تطبیق آن ها گاه خطاهایی رخ داده که نتیجه تصحیف، یا لغزش خود مؤلف بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۹۸۴ ق مزاج شاه طهماسب رو به وخامت نهاد. در شب چهاردهم ماه صفر تمامی فرزندان و شاهزادگان بر بالین وی بودند. او به آنها درستور داد به خانههای خود بروند و تنها از حیدرمیرزا خواست تا بر بالین وی بماند. مؤلفان تاریخ عالم آرای عباسی و خلدبرین علت توقف حیدرمیرزا را تحریکات مادر گرجی وی ذکر کردهاند که میخواست بعد از مرگ شاه طهماسب فرزندش حاضر باشد تا بتواند بر تخت پادشاهی جلوس نماید.
💡 در سال ۹۸۴ ق مزاج شاه طهماسب رو به وخامت نهاد. در شب چهاردهم ماه صفر تمامی فرزندان و شاهزادگان بر بالین وی بودند. او به آنها دستور داد به خانههای خود بروند و تنها از حیدرمیرزا خواست تا بر بالین وی بماند. مؤلفان تاریخ عالم آرای عباسی و خلدبرین علت توقف حیدرمیرزا را تحریکات مادر گرجی وی ذکر کردهاند که میخواست پس از مرگ شاه طهماسب فرزندش حاضر باشد تا بتواند بر تخت پادشاهی جلوس نماید.
💡 نویسنده تاریخ عالم آرای عباسی نوشته است، آنها عالم را قدیم میدانستند؛ اعتقاد به حشر و قیامت نداشتند و دربارهٔ خواص نقطه عقاید مخصوص اظهار میکردهاند و به تناسخ نیز معتقد بودهاند.
💡 اسکندر بیگ ترکمان در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی، آل خورشید را از قبیله حسکردی لر کوچک معرفی میکند. حمدلله مستوفی نیز در تاریخ گزیده خورشید را از طایفه جنگروی معرفی میکند که یکی از طوایف ایل سلیورزی بوده است.
💡 بنظر در دوره صفوی محل حکمرانی سومین وکیل قبادخان، یعنی نوشیروان بوده است.این احتمال مطرح شده که این قلعه همان قلعه زنجیر است که در تاریخ عالم آرای عباسی به آن اشاره شده و جزو درتنگ ذکر شده است.