استعاده

لغت نامه دهخدا

( استعادة ) استعادة. [ اِ ت ِ دَ ] ( ع مص ) تکرار. اعاده طلبیدن. بازداشت خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). طلب اعاده. بازگشت خواستن. طلب بازگردانیدن. ( غیاث ). طلب عود کردن. بازگشتن خواستن به کاری. یقال: استعدته الشی فاعاده؛ ای سألته ان یفعله ثانیاً. ( منتهی الارب ). || خوی کردن به چیزی. || خوی کردن خواستن. || سخن وادرخواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بازگفتن خواستن.

فرهنگ معین

(اِ تِ دِ ) [ ع. استعادة ] ۱ - (مص م. ) بازگشت چیزی را خواستن. ۲ - (مص ل. )عادت کردن.

ویکی واژه

بازگشت چیزی را خواستن.
عادت کردن.

جمله سازی با استعاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بايد استعاده حقيقيه از مكايد آن پليد كند و به وسواس آن اعتنا نكند وگمان نكند كه راهحق و تحصيل آن امرى است مشكل. بلى، اول مشكل نما است ولى اگر انسان وارد شود در آن،خداى تعالى طرق سعادت را آسان و نزديك كند(512).

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز