ارمگان

لغت نامه دهخدا

ارمگان. [ اِ م َ ] ( ص ) تربیت کننده. ( برهان ). مربی. ( جهانگیری ) ( برهان ):
گر تو بوی ارمگان کعبه
زرین کنی آستان کعبه
کعبه ز تو سد جاودان یافت
مکه ببقات ارمگان یافت.خاقانی. || ( اِ ) تربیت. ( جهانگیری ). || سعد. سعادت. ( جهانگیری ) ( برهان ):
در طالع هرکه ارمگان یافت
سرمایه عمر جاودان یافت.خاقانی.

فرهنگ معین

(اِ مَ ) ۱ - (ص. ) تربیت کننده. ۲ - (اِ. ) سعادت.

ویکی واژه

تربیت کننده.
سعادت.

جمله سازی با ارمگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریا دادور خراسانی در سال ۱۳۵۰ ه‍.خ از یک خانوادهٔ شمالی (که اصالتاً اهل گیلان و گرگان بودند) در مشهد چشم به جهان گشود. مادرش نسرین ارمگان نام داشت. دریا تا پنج سالگی نزد پدربزرگ و مادربزرگ خود زندگی کرد. سپس خانواده‌اش به تهران کوچ کردند و او در آنجا بزرگ شد. او خودش را هم گیلک و هم مشهدی می‌داند. از کودکی به آوازخوانی گرایش داشت. مادر او، که هم خواننده بود و هم ترانه‌سرا و کارگردان تئاتر عروسکی، در گرایش دادور به سمت هنر تأثیر زیادی داشت. در کودکی در کنسرت‌های مدرسه شرکت می‌کرد. دادور در مصاحبه‌ای از سیمین قدیری نام برده که آموزگار موسیقی او در مدرسه بود: «معلم آوازمون خانم سیمین قدیری بود که یک روز آمد و با ناراحتی گفت که متأسفانه درس موسیقی قدغن شده و من دارم شما را ترک می‌کنم؛ و حتی من یادم هست که منو بغل کرد و گفت قول بده به من که تو خوانندهٔ خوبی میشی». پس از انقلاب ۱۳۵۷، همهٔ کلاس‌های موسیقی در همهٔ مدارس برچیده شدند و دادور ناچار شد موسیقی را در خانه و نزد مادرش ادامه دهد. او می‌گوید «سعی می‌کردم در هر هفته یک آهنگ بیاموزم، فارسی یا انگلیسی».

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز