لغت نامه دهخدا
ارابه رو. [ اَ را / اَرْ را ب َ / ب ِ رَ / رُو ] ( ص مرکب ) راههای ارابه رو؛ طرقی که قابل عبور ارابه و گردونه باشد.
ارابه رو. [ اَ را / اَرْ را ب َ / ب ِ رَ / رُو ] ( ص مرکب ) راههای ارابه رو؛ طرقی که قابل عبور ارابه و گردونه باشد.
ویژگی راهی که قابل عبور و مرور ارابه باشد.
( صفت ) راههای ارابه رو. راههایی که شایست. عبور ارابه و گردونه باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قره قوزلو. [ ق َ رَ قُزْ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع در 25 هزارگزی شمال باختری میاندوآب و 21 هزارگزی باختر راه ارابه رو میاندوآب به بناب. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنه ٔ آن 300 تن. آب آن از زرینه رود و چاه و محصول آن غلات، حبوبات، چغندر، پنبه و کرچک. شغل اهالی زراعت گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است.راه مالرو دارد.(از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)
💡 نالوس دهی است از دهستان حومه بخش اشنویه شهرستان ارومیه، در ۹ هزارگزی جنوب شرقی اشنویه بر سر راه ارابه رو اشنویه. در دره سردسیر با هوایی سالم واقع است و ۶۴۹ تن سکنه دارد. آبش از چشمه است. محصولش غلات، حبوبات و توتون، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی آنان جاجیم بافی است. راه ارابه رو دارد و در تابستان از راه اشنویه با ماشین میتوان رفت.