احفاف

لغت نامه دهخدا

احفاف. [ اِ ] ( ع مص ) بی روغن گذاشتن سر را مدتی. ( منتهی الارب ). روغن بر سر ناکردن. ( تاج المصادر ). || چنان راندن اسب را که آواز برآید از رفتار وی. ( منتهی الارب ). اسب را بر دویدن داشتن. ( تاج المصادر ). || بافتن جامه را بشانه و تیغ. || یاد کردن کسی را بزشتی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با احفاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 509-سى ماه تمام، مدت حمل و شير خوارى بود، احفاف / 15.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز