احزام

لغت نامه دهخدا

احزام. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حِزم.
احزام. [ اِ ] ( ع مص ) تنگ ساختن برای اسب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

تنگ ساختن برای اسب

جمله سازی با احزام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جده اول: عمره دخت طفيل بن مالك احزام بن جعفر كلاب.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز