اجراز

واژه «اجراز» در متون لغوی عربی دارای معانی متعددی است که در یکی از کاربردهای اصلی، به معنای لاغر و ضعیف شدن بدن یا حیوان آمده است، به‌گونه‌ای که بر اثر کمبود غذا یا شرایط سخت، فرد یا حیوان دچار کاهش وزن و ناتوانی می‌شود. در کاربرد دیگر، این واژه به معنای گرفتار شدن در خشکسالی و قحطی است، زمانی که زمین یا جامعه از باران و نعمت‌های طبیعی محروم می‌شود. در چنین حالتی گفته می‌شود فرد یا منطقه دچار «اجراز» شده است، یعنی شرایط سخت و کمبود شدید بر آن حاکم گردیده است. همچنین در برخی متون، این کلمه به معنای وادار کردن یا مجبور ساختن کسی به تحمل سختی و مشقت به کار رفته است. این واژه در برخی ساختارهای ادبی نیز به صورت جمع برای اشاره به زمین‌های خشک و بی‌گیاه استفاده شده است که از آن‌ها با عنوان «ارض اجراز» یاد می‌شود. در این معنا، واژه بیانگر زمین‌هایی است که به دلیل نبود آب و باروری، هیچ گیاهی در آن‌ها رشد نمی‌کند. از نظر تصویری، در متون قدیم حتی حرکت مار و پیچیدن بدن آن نیز با این واژه توصیف شده تا حالت درهم‌پیچیدگی و جمع شدن نشان داده شود. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که اجراز هم در حوزه جسمی، هم طبیعی و هم استعاری کاربرد داشته است. در مجموع، این کلمه به مفاهیمی مانند لاغری، خشکسالی، سختی و زمین خشک و بی‌حاصل اشاره دارد که همگی بیانگر نوعی کمبود و دشواری هستند.

لغت نامه دهخدا

اجراز. [ اِ ] ( ع مص ) لاغر گردیدن: اجرزت الناقة. || بقحط و خشک سال رسیدن: اجرز فلان؛ اذا اَمحَل َ. ( منتهی الارب ). || مضطر کردن بسوی سختی، ومنه المثل: اجرزنی و ابتغی النوافل. ( منتهی الارب ).
اجراز. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ جَرْز و جِرْز و جُرز. || ارض اجراز؛ بصیغه جمع بمعنی ارض جُرز است. زمین بی نبات. ( منتهی الارب ). || طوت الحیة اجرازها؛ پیچید و درنوردید مار جسم خود را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

لاغر گردیدن

جمله سازی با اجراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مشكلات توابع  <>ناگفته نماند كه مشكل احراز شخصيت و حسن سازش اجتماعى، مخصوص جوانان كوتاه فكر و كم هوش يا بدقيافه و ناقص عضو نيست، بلكه جوانان نابغه و هوشمند و همچنين جوانان زيبارو و خوش آهنگ نيز در راه اجراز شخصيت و سازگارى با محيط، مشكلات گوناگونى بر سر راه دارند.