اجرار

لغت نامه دهخدا

اجرار. [ اِ ] ( ع مص ) کفانیدن زبان شتربچه تا شیر نخورد. ( منتهی الارب ). بچه شتر را زبان شکافتن تا شیر نخورد. || قرض را تأخیر کردن. دیرتر ستاندن دین. مهلت دادن در ادای دین: اجرّه الدین. ( منتهی الارب ). || تبعیت کردن در سرور و اغانی: اجرّ فلاناًاغانیه. ( منتهی الارب ). || نیزه در نیزه زده گذاشتن. نیزه در مطعون بگذاشتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ): اجرّه؛ نیزه زد و گذاشت آن را در زخم که می کشد آنرا. ( منتهی الارب ). || نشخوار کردن شتر. || اجرّه رَسنه؛ بگذاشت او را تا هرچه خواهد کند. ( منتهی الارب ). افسار کسی را بسر خود او زدن.

فرهنگ فارسی

بچه شتر را زبان شکافتن تا شیر نخورد قرض را تاخیر کردن

جمله سازی با اجرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند روزى به انتظار گذشته. يك روز رسولاكرم (ص ) به ايشان فرمود بامداد فردا نزد من آئيد تا با شما سخن گويم. روز بعدآنها به اميد جواب حضور پيغمبر رفتند. رسول خدا(ص ) به آنها فرمود ديشبپروردگار من زمامدار شما را كشت و قتل او به دست فرزندش شيرويه اجرار شد. شما بهيمن برگرديد و به پادشاه خود بگوئيد كه دين من كشور خسروان را خواهد گرفت.اگر او دين مرا بپذيرد، سلطنتش دوام خواهد يافت وگرنه در انتظار سرنوشتى مانندخسرو پرويز باشد.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز