ابوبکر رازی

لغت نامه دهخدا

ابوبکر رازی. [ اَبو ب َ رِ ] ( اِخ ) احمدبن علی جصاص. فقیه حنفی. مولداو شهر ری. به سال 325 هَ. ق. به بغداد شد و سپس مدتی در اهواز و چندی در نیشابور اقامت گزید و در سنه 344 کرت دیگر به بغداد رفت و تا آخر عمر در آنجا تدریس میکرد و در شصت وپنج سالگی بدانجا درگذشت و ابوبکر خوارزمی یکی از اصحاب او گاه وفات وی به بغداد بود. او راست: شرح ادب القاضی ابوبکر خصاف. شرح الجامعالصغیر. شرح الجامعالکبیر. شرح الاسماءالحسنی. کتاب فی اصول الفقه. کتاب احکام القرآن علی مذهب اهل العراق.
ابوبکر رازی. [ اَ بو ب َ رِ ] ( اِخ ) رجوع به محمدبن زکریای رازی شود.

فرهنگ فارسی

فقیه حنفی

جمله سازی با ابوبکر رازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوبکر رازی گوید از نهرجوری شنیدم که گفت مردی را دیدم اندر طواف یک چشم، و می گفت اَعوُذُ بِکَ مِنْکَ گفتم این چه دعاست گفت روزی نظری بشخصی کردم که مرا نیکو آمد همیدون تَوانچه دیدم که بر چشم من آمد و چشم من بریخت، آواز آمد که لطمۀ بلحظۀ، دیداری بطپانچۀ و اگر نیز نگری نیز خوری.

💡 ابوبکر رازی گوید کی مُزَیِّن گفت گناه از پس گناه عقوبت گناه بود و نیکوئی از پس نیکوئی ثواب نیکوئی بود.

💡 ابوبکر رازی گوید کتّانی اندر پیری نگریست سر و موی و روی وی جمله سپید شده و سؤال میکرد و گفت این پیر، حقّ خدای اندر جوانی ضایع کرده است خدای تعالی اندر پیری او را ضایع گذاشتست.

گندم گون یعنی چه؟
گندم گون یعنی چه؟
ضحاک یعنی چه؟
ضحاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز