لغت نامه دهخدا
ابن هرون. [ اِ ن ُ ها ]( اِخ ) معروف به حفیدالمنجم. رجوع به بنومنجم شود.
ابن هرون. [ اِ ن ُ ها ]( اِخ ) معروف به حفیدالمنجم. رجوع به بنومنجم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اين روز، و بقولى سيزدهم، سنه 218، (عبدالله ابن هرون ) ملقب به (ماءمون )وفات كرد و در (طوس ) بخاك رفت و برادرش (معتصم ) بجاى او نشست و سببفوت او آن شد كه در سال آخر عمر خود بجنگاهل (روم ) رفت و فتوحات بسيار نمود و در (عين بديدون ) كه برومى (رقه )ميگفتند و موضعى بود در نهايت خوبى و لافت و زمينش دركمال خرمى و خضرت و آب بسيار سرد و صاف داشت قصد اقامه نمود و از براى او كنيسهاى بر روى آن نهر بنا كردند.