لغت نامه دهخدا
مفاوز. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ مفازة. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مفازة شود.
مفاوز. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ مفازة. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مفازة شود.
= مفازه
( اسم ) جمع مفازه
جمع مفازه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غفار ناصحت بادا حدایق ریاضی حاسدت بادا مفاوز