لغت نامه دهخدا
معدو. [ م َ دُوو ] ( ع ص ) ستمدیده. مَعدی نیز مانند آن است و گویند هو معدو علیه و معدی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معدو. [ م َ دُوو ] ( ع ص ) ستمدیده. مَعدی نیز مانند آن است و گویند هو معدو علیه و معدی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
💡 تصاویر از داخل غزه توسط ژورنالیستهایی که برای خبرگزاریهایی چون رامتان و الجزیره کار میکردند به جهان مخابره میشد. حماس در داخل غزه تصاویر ارسال شده توسط رسانهها را کنترل میکرد و تصاویر معدوی از اعضای حماس یا موشکهای شلیک شده به سمت اسرائیل مشاهده شد. ارتش اسرائیل به گروههای تصویربردار غربی اجازه فعالیت در مرز را داد با این وجود تصاویر گرفته شده توسط کارکنان بیبیسی مورد سانسور ارتش اسرائیل قرار میگرفت.
💡 شتر یک حیوان نشخوارکننده سه معدوی و پستاندار میباشد. شتر در مقابل تشنگی مقاومت زیاد دارد بدین منظور به نام کشتی صحرا یاد میشود. در افغانستان شتر تا اکنون مورد استفاده قرار میگیرند. مالداران شمال افغانستان، غرب و کوچیها شتر تربیه مینمایند. ۸۰درصد انتقالات کوچیها توسط شتر صورت میگیرد. علاوه بر آن شتر به مقصد گوشت شیر پوست و پشم تربیه میگردد. هکذا شتر به مقاصد سپورت، تفریح، قاچاق، نیز استفاده دارد. معمولاً شترهای افغانستان دو کوهانهاست ولی به تعداد زیادی یک کوهانه نیز وجود دارد.