مصت
لغت نامه دهخدا
مصت. [ م َ ] ( ع مص ) آرمیدن با کنیزک. || به دست بیرون آوردن آب گشن زهدان ماده شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
مصة. [ م ُص ْ ص َ ] ( ع اِ ) خالص از مال. ( منتهی الارب )( آنندراج ). خالص و برگزیده از مال. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مصت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقاب من مصت له جمعه لم يقرا فيها قل هو الله احد