مخذم

لغت نامه دهخدا

مخذم. [ م ِ ذَ ] ( ع ص ) تیغ بران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شمشیر برنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مُخَذَّم شود.
مخذم. [ م ُ خ َذْ ذِ ] ( ع ص ) برنده و پاره پاره کننده. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). کسی که می برد و پاره پاره میکند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخدیم و ماده قبل شود.
مخذم. [ م ُ خ َذْ ذَ ] ( ع ص ) شمشیر که زود برد.( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شمشیر تیزو برنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

شمشیر که زود برد

جمله سازی با مخذم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اميرمؤ منان (عليه السلام ) نيز آنها را دعوت فرمود و چون نپذيرفتند با آنها جنگ كرد وبت آنها را درهم شكست و دو شمشير قيمتى به اسامى مخذم و رسوب كه بتپرستان به بت خانه هديه كرده بودند و به پيكر آن بت آويخته بودند را با سايرغنائم و اسيران جنگى به مدينه آورد(330)

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز