محرث

لغت نامه دهخدا

محرث. [ م َرَ ] ( ع اِ ) محل زراعت. ج، محارث. ( ناظم الاطباء ).
محرث. [ م ِ رَ ] ( ع اِ ) آتش کاو. ( منتهی الارب ). || قلبه و فدان. ( ناظم الاطباء ).
محرث. [ م ُ رَ ] ( ع ص ) ستور لاغر شده از بسیاری کار و راندن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با محرث

💡 در كتاب ملل و نحل رجالى را از عرب اسم مى برد كه در جاهليت شراب را بر خود تحريمكرده بودند و بعضى از آنان موفق به درك اسلام و تشرف به آن شدند، از آن جمله عامربن ظرب عدوانى و قيس بن عاصم تميمى، (اين شخص اسلام را درك كرده ) و صفوان بناميه بن محرث كنانى، و عفيف بن معدى كرب الكندى، و اسلوم اليامى است، كه زنا وشراب را با هم ترك گفتند، و بر خود تحريم كردند، البته اينها آحادى از مردم آنروزبوده اند كه كلمه حق بر زبانشان جارى شده است، و گرنه عامه مردم آنروز البته -غير از يهود - عادت به شرب خمر داشتند، و آنرا مانند آب مى نوشيدند تا اينكه خداىتعالى در قرآن كريم آنرا تحريم كرد.

زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز