متوحد

لغت نامه دهخدا

متوحد. [ م ُ ت َ وَح ْ ح ِ ] ( ع ص ) فرد یگانه و بی مثل و بی مانند و تنها و مجرد. ( از ناظم الاطباء ). یگانه. منفرد. صاحب یگانگی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجل متوحد؛ مرد یگانه. واﷲ المتوحد؛ اﷲ صاحب یگانگی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجل متوحد؛ مرد یگانه و نیز از صفات باریتعالی جل شأنه میباشد. یقال: اﷲ المتوحد؛ خدای صاحب یگانگی. ( ناظم الاطباء ): یک جوهر شش صفت متکثر باشد، متوحد و منفرد نباشد. ( جامع الحکمتین ص 65 ). || خلوت نشین. ( ناظم الاطباء ). که با مردم نیامیزد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(مُ تَ وَ حِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) یگانه، فرد.

فرهنگ عمید

۱. فرد، یگانه، تنها، بی مثل، بی مانند.
۲. آن که از مردم دوری می کند، گوشه نشین

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - یگانه باشنده فرد یگانه: یک جوهر شش صفت متکثر باشد متوحد و منفرد نباشد. ۲ - خلوت نشین عزلت گزین جمع: متوحدین.

جمله سازی با متوحد

💡 پس مجموع اين دو آيه معناى واحدى را تكميل مى كند، و آن اين است كه: آنچه از خير و شربه انسان مى رسد، همه مستند به خدا است، و اين استناد هم طورى است كه لايق ساحت اواست، در نتيجه خداى سبحان تنها معبودى است كه در الوهيت متوحد و در معبوديت متفرد است،الهى و معبودى جز او نيست.

💡 بسم الله الرحمن الرحيم قل هوالله احد بگو اى محمد كه: اوست خداىيگانه، متوحد به ذات و متفرد به صفات. الله الصمد خدايى كه بى نياز استاز همه، و اوست پناه نيازمندان، نخورد، و نياشامد و پاينده است و جاودان.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز