زدا. [ زِ / زُ / زَ ] ( نف مرخم ) زدای. بر طرف کننده و دفع کننده و همیشه بطور ترکیب استعمال میگردد. ( ناظم الاطباء ). زداینده. زائل کننده. نابود کن. مزیل.
- دل زدا؛ رجوع به «دل » شود.
- رنگ زدا؛ زداینده رنگ. رنگ زدای.
- زنگ زدا؛ دور کننده زنگ. مزیل. صیقل دهنده و زنگ زدای، صقال.
- شکیب زدا؛ نابود کننده صبر. طاقت فرسا.
- طاقت زدا؛ طاقت فرسا. توان فرسا. طاقت زدای. شکیب زدا.
- ظلمت زدا؛ بمجازدفع کننده تاریکی و ظلمت که مراد حضرت رسول ( ص ) باشد. ( از ناظم الاطباء ).
- عقل زدا؛ زایل کننده خرد. مزیل عقل. عقل زدای.
- غمزدا؛ برطرف کننده غم و الم.( ناظم الاطباء ).
- ملک زدا؛ کنایت از کشورستان. منقرض کننده سلطنت:
ای ملک زداینده هر ملک زدایان
ای چاره بی چاره و ای مفزع زُوّار.منوچهری.- هوش زدا؛ هوش ربا. خرد زدای. رجوع به زدای، زداینده و ترکیبات فوق شود.
۱. = زدودن
۲. زداینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): غم زدا، گندزدا.
زدای برطرف کننده و دفع کننده و همیشه بطور ترکیب استعمال می گردد
زِدِا ( به ارمنی: Զեդեա ) یک روستا در ارمنستان است که در استان وایوتس جور واقع شده است. در کیلومتری شمال یغگنادزور، مرکز استان وایوتس جور واقع شده است.
زدا ۱۶۷ نفر جمعیت دارد و در ارتفاع متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که یزدان ترا مزد نیکان دهاد بداندیش را درد پیکان دهاد
💡 ایکه بخشیدت یزدان پی آسایش خلق دو کف عقده گشایی و دو لب جان پرور
💡 چنین داد پاسخ که یزدان پاک مرا اندر آورد بی ترس و باک
💡 نهاد بولهبان را منابر احمد سپرد اهرمنان را سرایر یزدان
💡 که هرکس که برگردد از دین پاک زیزدان ندارد به دل بیم وباک
💡 کار او در دین یزدان بخشش و بخشایش است نه ز بخشش گیرد او را نه ز بخشایش ملال