وازیدن
مترادفها
قدم زدن، گام برداشتن، راه رفتن
لغت نامه دهخدا
وازیدن. [ دَ ] ( مص ) بیان کردن حالت و چگونگی سلامتی را. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
جمله سازی با وازیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دنیای پیچیده و پر از اطلاعات، انسان باید همواره بتواند حقایق را از دروغها بازشناسد و تصمیمات خود را بر اساس شواهد موجود با دقت بسیار زیاد وازید.
💡 مدیر ارشد شرکت تصمیم گرفت پیش از امضای قرارداد جدید، تمامی سود و زیانهای احتمالی را در محاسبات مالی خود به دقت وازیده و سپس نظر نهایی را اعلام کند.
💡 فیلسوفان بزرگ همواره تلاش کردهاند تا مفاهیم اخلاقی و ارزشهای انسانی را در ترازوی عقل و منطق به دقت وازیده و راهی برای رسیدن به حقیقت مطلق بیابند.