لغت نامه دهخدا
متوافر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) بسیار و فراوان و وافر. ج،متوافرون. یقال هم متوافرون، ایشان بسیاراند. ( ناظم الاطباء ). بسیار. ( آنندراج ). بسیار. کثیر. فراوان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به توافر شود.
متوافر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) بسیار و فراوان و وافر. ج،متوافرون. یقال هم متوافرون، ایشان بسیاراند. ( ناظم الاطباء ). بسیار. ( آنندراج ). بسیار. کثیر. فراوان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به توافر شود.
وافر، فراوان، بسیار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال ابن عباس: ما كنا نشك اهل البيت و هم متوافرون ان الحسين عليه السلاميقتل بالطف. (282)