متملک

لغت نامه دهخدا

متملک. [ م ُ ت َ م َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) به قهر ملک گرداننده چیزی را. ( آنندراج ). خداوند و مالک چیزی به قهر. ( ناظم الاطباء ): ضیعتها و املاک متملک میشدند. ( تاریخ قم ص 253 ). رجوع به ماده بعد شود.
متملک. [ م ُ ت َ م َل ْ ل َ ] ( ع ص ) به قهر به ملک کسی درآمده. ( ازمنتهی الارب ). آنچه به ملک و تصرف کسی در آمده باشد،مخصوصاً به غلبه و قهر. و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ مَ لِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) مالک شونده، متصرف.

فرهنگ عمید

آنچه به مالکیت درآید، مال.
۱. مالک شونده.
۲. مالک چیزی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مالک شونده متصرف جمع: متملکین

جمله سازی با متملک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نوشته اسکندربیک ترکمان: «وزرا و عمال گیلان و تحویلدارانِ مال دیوان، از غوغای عام و هجوم لئام سراسیمه گشته، جهت حفظ جان و صیانت ناموس و عیال خودبه کنار کشیده، اکثر دست از اموال و اثقال و اعمال بازداشتند و آن بی‌دولتان دست‌درازی‌ها به جهات دیوانی و متملکات تجار و اغنیا و متمولین هر دو ولایت نموده، آلاف و الوف تصرف کرده به باد بی‌نیازی دادند.» (۲. ص۱۶).

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز