واژه «محفلی» در زبان فارسی به معنای چیزی است که به یک محفل یا جمع دوستانه، ادبی، فرهنگی یا اجتماعی مربوط میشود و برای توصیف رفتار، سبک، گفتار یا ویژگیهایی به کار میرود که در فضای جمعها و نشستهای دوستانه یا ادبی شکل میگیرد. این واژه از «محفل» به معنای گردهمایی و جلسه دوستانه گرفته شده و با افزودن پسوند «ـی» حالت صفتی پیدا کرده و به ویژگی یا حالتی اشاره میکند که مربوط به محفل است. هنگامی که گفته میشود یک سخن یا رفتار محفلی است، منظور این است که آن رفتار یا گفتار در فضای جمعهای صمیمی و غیررسمی شکل گرفته و بیشتر حالت گفتوگویی و جمعی دارد. این واژه معمولاً در حوزههای ادبیات، شعر، گفتگوهای فرهنگی و نشستهای دوستانه به کار میرود و نشاندهنده فضایی صمیمی و غیررسمی است. برای مثال، ممکن است گفته شود شعر محفلی یعنی شعری که در جمعهای ادبی خوانده میشود و بیشتر حالت گفتاری و دوستانه دارد. این واژه در برابر مفاهیمی مانند رسمی، اداری یا ساختاری قرار میگیرد و بر جنبه غیررسمی و جمعی تأکید دارد. در فرهنگ فارسی، محفلها نقش مهمی در تبادل فکر، هنر و ادبیات داشتهاند و واژه محفلی نیز به همین فضا اشاره دارد. بنابراین، این کلمه به معنای مربوط به محفل، جمعهای دوستانه یا نشستهای غیررسمی است که در آن ارتباطات صمیمی و گفتوگوهای آزاد شکل میگیرد.
محفلی
لغت نامه دهخدا
محفلی. [ م َ ف ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به محفل. || صف نشین. مهمان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
مهمان
جمله سازی با محفلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حافظم در مجلسی دُردیکشم در محفلی بنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت میکنم
💡 مائو در می۱۹۶۶ انقلاب فرهنگی را به راه انداخت و لیو شائوچی را در نشست کمیتهٔ مرکزی در آگوست همان سال عزل نمود. انقلاب فرهنگی توسط محفلی مرکزی متشکل از پنج مرد و یک زن (همسر مائو) سازماندهی شد که خود مائو نیز در راس آن بود و طی آن مائو به یک کیش ملی تبدیل گردید.
💡 انجمن بیوفیزیک محفلی علمی و بینالمللی است که با هدف تشویق انتشار و پیشرفت علمی بیوفیزیک ایجاد شد. از سال ۱۹۵۸ تاکنون بیش از ۹۰۰۰ نفر از دانشگاهها، دولتها و صنایع عضو این انجمن شدهاند.
💡 ترک دستار تعین کام بخش عالمی است محفلی را کرد رنگین تا ز سر مینا گذشت