متعمد

لغت نامه دهخدا

متعمد. [ م ُ ت َ ع َم ْ م ِ ] ( ع ص ) آهنگ کاری کننده. ( از منتهی الارب ). کسی که با تحمل و وقار کار می کند و با قصد و آهنگ مشغول کار می گردد. کسی که جد و جهد می کند و بطور عمد و دانسته کار می کند. ( ناظم الاطباء ). قصد کننده کاری را. و رجوع به تعمد شود.

فرهنگ عمید

کسی که از روی عمد و قصد کاری می کند.

فرهنگ فارسی

کسی که ازروی عمدوقصدکاری بکند
( اسم ) کاری را بعمد انجام دهنده از روی قصد کار کننده جمع: متعمدین.

جمله سازی با متعمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مى توان استنباط كرد كه كافران متعمد و منافقانملعنت، مردگان روحى اند و قابل اهتدا نيستند.

💡 (هرگز چيزى از صيد را در حال احرام حلال مشمر، و همچنين صيد حرم را در غيرحال احرام، و نيز صيد را به شخص محرم و غير محرم نشان مده كه آن را شكار كند و حتىاشاره به آن مكن (و دستور مده ) تا به خاطر تو صيد راحلال بشمرد زيرا اين كار موجب كفاره براى شخص متعمد مى شود.)

💡 آرى، با آن همه مقامات علمى، آن ها كجا ما كجا؟!صبر آن ها كجا و صبر ما كجا؟!عبادات آنها كجا و ما؟!در صبر بر مصايب درجه ى اول وممثل (586)انبيا و اوصيا - عليهم السلام بودند، با اين فرق كه ائمه و انبيا - عليهمالسلام - متعمد بودند.

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز