لغت نامه دهخدا
مازوج. ( اِ ) مازو. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مازو شود.
مازوج. ( اِ ) مازو. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مازو شود.
مازو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از بحثهای بسیار، پیشنهاد منصور حکمت با رأی ممتنع عبدالله مهتدی، جواد مشکی و صلاح مازوجی و استقبال از طرف ابراهیم علیزاده (از مهمترین رهبران وقت و دبیر کل کنونی کومله) روبهرو شد. نهایتاً در اردیبهشت ۱۳۶۷ کومله بعد از چندین سال جنگ و خونریزی با اعلام آتشبس یکجانبه به این جنگ خاتمه داد.