لحب

لغت نامه دهخدا

لحب. [ ل َ ] ( ع ص، اِ ) راه روشن و فراخ. ( منتهی الارب ). راه روشن. ( مهذب الاسماء ).
لحب. [ ل َ ] ( ع مص ) پاسپر کردن راه فراخ را و گذشتن در آن. و منه فی رسالة ام سلمة الی عثمان: لاتقف سبیلا کان رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم لحبها ای سلکها. || تیغ زدن کسی را. || نشان گذاشتن در چیزی. || به درازا بریدن گوشت را. || تابان گردیدن پشت اسب با اندک پستی. نسو شدن پشت اسب با اندک فرورفتگی. || باز کردن گوشت را از استخوان. ( منتهی الارب ). گوشت از استخوان باز کردن.( زوزنی ). || برکندن پوست از چوب. ( منتهی الارب ). پوست از درخت باز کردن. ( تاج المصادر ). || آرمیدن با زن. || روشن و فراخ گردیدن راه. || به زمین زدن کسی را. ( منتهی الارب ). || به راه راست رفتن. ( تاج المصادر ). || بشتاب رفتن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ).
لحب. [ل َ ] ( ع مص ) لاغر گردانیدن پیری کسی را. ( منتهی الارب ). نزار شدن مردم از پیری. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ).

فرهنگ فارسی

لاغر گردانیدن پیری کسی را نزار شدن مردم از پیری.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَّهَبِ: شعله ی آتش
ریشه کلمه:
حبب (۹۵ بار)ل (۳۸۴۲ بار)

جمله سازی با لحب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يا احبائى ما التفاتكم ؟ فقد شفت فيكم فاطمة بنت حبيبى فيقولون يا رب احبينا ان يعرفقدرنا فى مثل هذا اليوم فيقول الله تبارك و تعالى: يا احبائى ارجعوا، و ارجعوا وانظروا من احبكم لحب فاطمة، انظروا من اطعمكم لحب فاطمة، انظروا من احسنكم لحب فاطمه،انظروا من سقاكم لحب فاطمه شرية، انظروا، من رد عنكم غيبه فى حب فاطمه، خذوا بيده وادخلوه الجنة.

💡 پس هر انسانى در همان آغاز تولدش، و در عهد كودكى وقبل از رشد و بلوغش مجهز به حرص شديد هست، و اين حرص شديد بر خير صفتى استكمالى كه اگر نبود به دنبال كمال و جلب خير و دفع شر از خود بر نمى آمد، همچنانكه قرآن كريم فرموده: (و انه لحب الخير لشديد).

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز