لغت نامه دهخدا
لانده. [ دَ / دِ] ( ن مف ) نعت مفعولی از لاندن. جنبانیده. افشانیده.
لانده. [ دِ ] ( اِخ ) ناپلئون. نحوی فرانسوی. مولد پاریس.مؤلف کتابی در لغت زبان فرانسه. ( 1803-1852 م. ).
لانده. [ دَ / دِ] ( ن مف ) نعت مفعولی از لاندن. جنبانیده. افشانیده.
لانده. [ دِ ] ( اِخ ) ناپلئون. نحوی فرانسوی. مولد پاریس.مؤلف کتابی در لغت زبان فرانسه. ( 1803-1852 م. ).
جنبانده.
شهر لاندان ( به فرانسوی: Landen ) در ناحیه اداری لوان در استان فلومیش بربان در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگای مقدس (همچنین بگو، بگه) (درگذشتهٔ ۱۷ دسامبر ۶۹۳ میلادی) دختر پپن لانده، شهردار کاخ اوسترازیا، و همسرش ایتای مس بود.
💡 یک قصیده دویست جا خوانده پیش هر سفله ریش را لانده