لغت نامه دهخدا
قیومی. [ ق َی ْ یو ] ( حامص ) قیوم بودن. قائم بالذات بودن. پایندگی. ( فرهنگ فارسی معین ).
قیومی. [ ق َی ْ یو ] ( حامص ) قیوم بودن. قائم بالذات بودن. پایندگی. ( فرهنگ فارسی معین ).
قیوم بودن قائم بالذات بودن پایندگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدیر اجرایی دانشگاه ایالتی سنخوزه، همان رئیس دانشگاه است که هماکنون دکتر محمد قیومی است. دکتر قیومی در ۲۳ مارس ۲۰۱۱ رئیس این دانشگاه شد و قبل از رئیس دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در ایست بی بود.
💡 جز صانع بی همال قیومی نیست مصموع بجز هالک معدومی نیست
💡 رئیس دانشجویان افغانستان در این دانشگاه حسیب الله عبدالله قیومی بود.
💡 از وبای زرق و محرومی بر آ در جهان حی و قیومی در آ
💡 گر به تیغ عشق او کشته شوی حی قیومی برو دل زنده باش
💡 ۱- سیدمصطفی موسوی نژاد ۲- حسین رجایی ریزی ۳- محمدرضا اثنی عشری ۴- هادی قیومی ۵- خدیجه بور