لغت نامه دهخدا
قیران. ( ع اِ ) ج ِ قاره، کوهک خرد جدا از کوه ها. ( آنندراج ). رجوع به قاره شود.
قیران. ( ع اِ ) ج ِ قاره، کوهک خرد جدا از کوه ها. ( آنندراج ). رجوع به قاره شود.
جمع قاره بمعنی کوهک خرد جدا از کوه ها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سال ۱۸۷۴ تا ۱۸۹۵، ارزش قیر به نصف کاهش یافته است، از ۱ قیران برابر با ۹٫۶ پنس (د) تا ۴٫۸ روز، که پس از آن این مقدار را برای چند سال آینده حفظ کرده است. در سال ۱۹۳۰، نرخ ارز با پوند انگلیس در ۱ پوند = ۵۹٫۷۵ دلار گران شد.
💡 زپسته ده او که هیچ پیدا نیست نصیبه ای به قیران دوست الله دوست
💡 بگوش صخرۀ صمّا خروش و زاری من چو صیت خواجه باقصای قیران برسان