قماشات

لغت نامه دهخدا

قماشات. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قماش: و در میان آنها قماشات پیرزنی دیدند. ( جهانگشای جوینی ).
مردم نبود صورت مردم حکمااند
دیگر خس و خارند و قماشات و دغااند.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

(اسم ) جمع قماش کالا مال التجاره: در کاروان میان انبوهی فرود آی و قماشات جای انبوه بنه.

جمله سازی با قماشات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کی بود آن ای خدا ما شده از ما جدا برده قماشات ما غارت سبحانیی

💡 چون قماشات تو اندر همه بازار که راست سزدت گر جهت سود و زیان می‌لرزی

💡 تا نهادند بر صوف قماشات خطا صد شکن از طرف کفر در اسلام افتاد

💡 که کمخاهمی کرد تعریف خویش که بیشم بجاه از قماشات بیش

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز