لغت نامه دهخدا
ظهاره. [ ظِ رَ ] ( ع اِ ) ابره. رویه. مقابل بطانه و آستر و زیره: قباها را ظهاره پوشش کردند. ( جهانگشای جوینی ). ج، ظهائر.
ظهاره. [ ظِ رَ ] ( ع اِ ) ابره. رویه. مقابل بطانه و آستر و زیره: قباها را ظهاره پوشش کردند. ( جهانگشای جوینی ). ج، ظهائر.
(ظِ رِ ) [ ع. ظهارة ] (اِ. ) رویة جامه، ابره.
رویۀ جامه.
ظهارة
رویة جامه، ابره.
💡 شاهی که ظهارهٔ وجود او از اطلس هستی آستر دارد
💡 عمری طبیب از گفتگو خاموش بودم این زمان شد آب از سوز دلم مهر لب اظهارها
💡 و لربماکتم الهوی کشف اظهاره و لربما فضح الهوی کتمانه