لغت نامه دهخدا
حق گذاشتن. [ ح َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به حق گزاردن شود.
حق گذاشتن. [ ح َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به حق گزاردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسرای قفقاز «غلام» خوانده میشدند، اما این لفظ به معنی برده بودن و آزاد نبودن نیست. شاردن در این خصوص میگوید: «... در ایران وقتی میگویند: غلامِ شاه، مثل این است که در فرانسه بگویند: کنت یا مارکی... ولی کلمهٔ رعیت که به عوام الناس گفته میشود عنوان پستی است». مقام این غلامها چندان بود که به نشانهٔ طبقهٔ برگزیده، حق گذاشتن کلاه دوازده ترک قزلباش را داشتند، در حالی که تاجیکها این حق را نداشتند.