فورمول
مترادفها
فرمول، دستورالعمل، قاعده، روش
لغت نامه دهخدا
فورمول. [ فُرْ ] ( فرانسوی، اِ ) فرمول. نمونه. سرمشق. || رمز. || ( اصطلاح جبر ) عبارتی که رابطه مقادیری را که جواب مسائل مشابهی هستند معین میکند. || در پزشکی، نسخه. دستور. || در شیمی، بیان نسبت اجسامی که شی از آن به وجود می آید با نشانه های اختصاری. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
فرمول نمونه سرمشق یا رمز.
جمله سازی با فورمول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۹۸۷، ویلکینسون جایزه شوونت انجمن ریاضی آمریکا را برای مقالهاش «چند فورمولی خیانتکار» دریافت کرد.
💡 دیگر ویژگی علم صداقت آن است. علم عمومی است و هر آن چیزی که نشان عدم صداقت باشد به سرعت توسط دیگران کنار میرود. همچنین علم در تحمل نادانی بردبار است. و تا زمانی که داده لازم موجود نباشد سؤال بدون پاسخ باقی میماند. از دیگر ویژگی علم، نظم و سادگی آن است. مشاهدات فردی تکرار شونده هستند، مشاهداتی که حاوی اطلاعات نیستند کنار گذاشته شده، و اگر مشاهدات عمومیت بیشتری داشته باشند، میتوان برای آن قانون علمی قائل شد. قانون علمی مهمترین عنصر در این فرایند است. و به دنبال آن علم نظام مند و فورمول بندی شده و کاربستها را اصلاح میکند. یک عنصر مهم این قوانین توانایی پیشبینی و کنترل پدیدهها در مطالعه است (مثال قوانین نیوتن).
💡 دانشمندان پس از سالها تحقیق سخت، بالاخره توانستند فورمول شیمیایی جدیدی را برای تولید این داروی حیاتی کشف و ثبت کنند.
💡 یادگیری درست فورمولهای ریاضی پایه، زیربنای اصلی و بسیار مهم برای موفقیت در حل مسائل پیچیده در سطوح بالاتر تحصیلات دانشگاهی است.
💡 مهندسان برای محاسبه میزان مقاومت سازه در برابر زلزله، از یک فورمول دقیق و آزمودهشده در تمام محاسبات خود استفاده میکنند.