فغان انگیخته

لغت نامه دهخدا

فغان انگیخته.[ ف َ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب، ق مرکب ) ناله کنان. فریادکنان. در حال فغان و زاری کردن. با اینکه لفظاً نعت مفعولی است به معنی فاعلی بکار رفته:
آب و سنگم داده ای بر باد و من پیچان چو آب
سنگ در بر میروم وز دل فغان انگیخته.خاقانی.

فرهنگ فارسی

ناله کنان فریاد کنان

جمله سازی با فغان انگیخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای کار دل ناساخته ناگاه بر دل تاخته برقع ز روی انداخته وز دل فغان انگیخته

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز