فروزنده رو

لغت نامه دهخدا

فروزنده رو. [ ف ُ زَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه رویش درخشان و زیبا باشد:
به گل چیدن آمد عروسی به باغ
فروزنده رویی چو روشن چراغ.نظامی.رجوع به فروزنده شود.

فرهنگ فارسی

آن که رویش درخشان و زیبا باشد

جمله سازی با فروزنده رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بانو به رویش نکوتر بدید فروزنده روی برادر بدید

💡 در وقت عطا پایه فرازنده کرم را در حال عنا شعله فروزنده روان را

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز