لغت نامه دهخدا
فحش گفتن. [ ف ُ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فحش دادن. رجوع به فحش دادن شود.
فحش گفتن. [ ف ُ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فحش دادن. رجوع به فحش دادن شود.
( مصدر ) فحش دادن.
💡 از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّممنقول است كه: سه چيز است كه دل را فاسد ميكند، ونفاق را دردل ميروياند چنانچه آب درخت را ميروياند، شنيدن سازها و خوانندگيها و فحش گفتن،وبدر خانه پادشاه رفتن و از پى شكار رفتن.
💡 در حديث موثق ديگر منقول است كه آن حضرت فرمود: اگر دست بيابم بر كسى كهگويد داود عليه السلام دست بر زن اوريا گذاشت، هر آينه او را دو حد خواهم زد: يكىبراى فحش گفتن و يكى براى ناسزا گفتن به پيغمبر خدا (153).