غسلگاه

لغت نامه دهخدا

غسلگاه. [ غ ُ ] ( اِ مرکب ) جای غسل کردن. مکانی که در آن غسل کنند:
زلفش فروگذاشته سر در شراب عید
دیری است غسلگاه شده حوض کوثرش.خاقانی.غسلگاهم به آبدانی کرد
کز گهر سرخ بود واز زر زرد.نظامی.

فرهنگ عمید

جای غسل کردن، محل غسل.

جمله سازی با غسلگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آواز نوحه از خانه آن سرور شنيدم و نعش او را در غسلگاه ديدم و برادرش جعفر را بر درخانه آن حضرت به نظر در آوردم كه مردمان بر دورش درآمده بودند و او را تعزيت مىنمودند.

💡 آن جناب نامه اى چند نوشته به من داد و فرمود كه: (اين نامه ها را به مدائن رسان و بهفلان و فلان از دوستان ما بسپار و بدان كه بعد از پانزده روز ديگر به اين بلدهخواهى رسيد و آواز نوحه از خانه من خواهى شنيد و مرا در غسلگاه خواهى ديد.)

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز