غبیر

لغت نامه دهخدا

غبیر. [ غ َ ] ( ع اِ ) نوعی از خرما.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آبی است مر محارب را. ( منتهی الارب ). || ( ص ) سست رأی: رجل غبیرالرأی؛ مردی سست رأی. ( مهذب الاسماء ).
غبیر. [ غ ُ ب َ ] ( اِخ ) آبی است در ناحیه «دارةُ غَبیر» از آن ِ قوم بنی الاضبط. ( معجم البلدان ). || دارة غُبیر. رجوع به دارة غُبیر شود.

فرهنگ فارسی

آبی است در ناحیه داره غبیر از آن قوم بنی الاضبط

جمله سازی با غبیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روضه قاسم در 16ام ژوئیه 1983 در منطقه غبیری در جنوب بیروت به دنیا آمد.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز