لغت نامه دهخدا
عین قبول. [ع َ / ع ِ ن ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یا به عین قبول. چشم پذیرش. نظر قبول. دیده قبول:
در عین قبول تو خرد را
یک رنگ نموده کفر و ایمان.خاقانی.ای مرد دشمنان چه سگ و دوستان چه خاک
آنجا که حق به عین قبولت کند نظر.خاقانی.