عین قبول

لغت نامه دهخدا

عین قبول. [ع َ / ع ِ ن ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یا به عین قبول. چشم پذیرش. نظر قبول. دیده قبول:
در عین قبول تو خرد را
یک رنگ نموده کفر و ایمان.خاقانی.ای مرد دشمنان چه سگ و دوستان چه خاک
آنجا که حق به عین قبولت کند نظر.خاقانی.

فرهنگ فارسی

یابه عین قبول چشم پذیرش نظر قبول

جمله سازی با عین قبول

💡 در بحر کمال تو ناقص شده کامل‌ها در عین قبول تو، کامل شده نقصان‌ها

💡 در بحر کمال تو ناقص شده کامل‌ها در عین قبول تو کامل شده نقصان‌ها

💡 از قبول دگران طبع ملول است مرا ور تو رد می کنیم عین قبول است مرا

💡 در عین قبول تو خرد را یک رنگ نموده کفر و ایمان

یادگاری یعنی چه؟
یادگاری یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز