عیب نمودن

لغت نامه دهخدا

عیب نمودن. [ ع َ / ع ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) نشان دادن عیب. نمایاندن نقص و عیب. || عیب کردن. ایراد گرفتن:
سوزنی گر نکشد سرمه بینش در چشم
نتوان عیب نمودن نفس عیسی را.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نشان دادن عیب نمایاندن نقص و عیب

جمله سازی با عیب نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوزنی گر نکشد سرمه بینش در چشم نتوان عیب نمودن نفس عیسی را

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز