عنابر

لغت نامه دهخدا

عنابر. [ ع َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عنبر. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به عنبر شود.

جمله سازی با عنابر

💡 اگر مخالف تو رز نشاند اندر باغ بوقت بار، عنابر دهد بجای عنب