علون

متضادها

پائین، سفلی

لغت نامه دهخدا

علون. [ ع ُ ] ( ع مص ) آشکارا شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادرزوزنی ) ( از منتهی الارب ). ظاهر شدن و منتشر شدن. خلاف مخفی شدن. ( از اقرب الموارد ). || پیدا گردانیدن: علنته؛ پیدا گردانیدم آنرا. لازم و متعدی است.( از منتهی الارب ). و نیز رجوع به عَلن و علانیة شود.

فرهنگ فارسی

آشکارا شدن ظاهر شدن و منتشر شدن خلاف مخفی شدن

جمله سازی با علون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علون آباد یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر کجان استان اصفهان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سنگ لاشه آهکی است.

💡 ولا تهنوا ولا تحزنوا و انتم الا علون ان كنتم مومنين (22)

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران