لغت نامه دهخدا
عشن. [ ع َ ] ( ع مص ) به خواست خود گفتن و تخمین نمودن. ( از منتهی الارب ). با رأی و نظر خود گفتن و تخمین زدن. ( از اقرب الموارد ).
عشن. [ ع َ ] ( ع مص ) به خواست خود گفتن و تخمین نمودن. ( از منتهی الارب ). با رأی و نظر خود گفتن و تخمین زدن. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشن تو مرا توانگری آرد بر از دیده بلؤلؤ و ز رخسار بزر