عسیلی
لغت نامه دهخدا
عسیلی. [ ع ُ س َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عسیل، که بطنی است از سامةبن لؤی، و او عسیل بن عقبة است. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ). و رجوع به عُسَیل شود.
عسیلی. [ ع ُ س َ ] ( اِخ ) علی بن محمد عسیلی، ملقب به نورالدین. ادیب و فقیه قرن دهم هجری. رجوع به علی عسیلی شود.
عسیلی. [ ع ُ س َ ] ( اِخ ) محمدبن موسی بن علاءالدین عسیلی. از فاضلان قدس بود و به سال 1031 هَ.ق. درگذشت. او راست: الخصائص النبویة که نظم است و شرح آن را نیز نوشته است. و القطر که منظومه ای است در نحو. ( از الاعلام زرکلی از خلاصةالاثر ).
جمله سازی با عسیلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یاد تو بود قوت بازوی دلیران کز فیض ولای تو نذیلست عسیلی