اسم دخترانه عزیزه دارای معانی زیبا و ارزشمندی است که به شرح زیر میباشد:
عزیز و محبوب
عزیزه به معنای عزیز و محبوب است و به افرادی اطلاق میشود که مورد محبت و احترام قرار دارند. این نام نشاندهندهی ارزش و مقام بالای فرد در دل دیگران است و به نوعی به احساس نزدیکی و محبت اشاره دارد. انتخاب این نام میتواند بیانگر آرزوی والدین برای داشتن دختری محبوب و عزیز در خانواده و جامعه باشد.
گرامی و ارجمند
همچنین، عزیزه به معنای گرامی و ارجمند نیز تفسیر میشود. این ویژگیها به ارزش و احترام فرد اشاره دارد و نشاندهندهی شخصیت محترم و باارزش او در میان دیگران است. نام عزیزه به فرد این احساس را میدهد که او دارای مقام و منزلت ویژهای است و باید به خود و دیگران احترام بگذارد. این نام میتواند به عنوان نمادی از محبت و ارادت در روابط انسانی نیز تلقی شود.
( عزیزة ) عزیزة. [ ع َ زَ ] ( ع ص ) مؤنث عزیز. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عزیز شود. || ( اِ ) عقاب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
عزیزة. [ ع َ زَ ] ( اِخ )دختر احمدبن محمدبن عثمان دای. از شاهزاده های نیمه قرن یازدهم هجری در تونس است. درباره اقدامات خیرخواهانه او بنفع مردم اخبار بسیاری نقل کرده اند که تفصیل آن در اعلام النساء مذکور است. وی بسال 1080 هَ.ق. درگذشت. ( از اعلام النساء از شهیرات التونسیات ).
عزیزة.[ ع َ زَ ] ( اِخ ) دختر عبدالملک بن محمدبن عبدالرحمان قرشی هاشمی اندلسی. از زنان فاضل و صالح بشمار میرفت و بسال 546 هَ.ق. در مرسیه متولد شد و در قرطبة پرورش یافت و سالها در مصر بزیست و در 634 هَ.ق. درگذشت. ( از الاعلام زرکلی از التکملة الوفیات النقلة ).
عزیزة. [ ع َ زَ ] ( اِخ ) دختر عثمان بن طرخان بن بزوان. محدث بود و دمیاطی در معجم خود از او نام برده است. ( از اعلام النساء از تاج العروس ).
عزیزة. [ ع َ زَ ] ( اِخ ) دختر علی، مکنی به ام ایمن. زوجه ابوعلی رودباری و زنی عابد بود. رجوع به صفةالصفوة ج 4 ص 301 و اعلام النساء شود.
عزیزة. [ ع َ زَ ] ( اِخ ) دختر علی بن یحیی بن علی بن طراح. زنی محدث بود. از جد خود نقل حدیث کرده است. علی بن احمد مقدسی اجازتی را از وی روایت کرده است. عزیزه بسال 600 هَ.ق. درگذشت. ( از اعلام النساء از تاج العروس و المشتبه ذهبی ).
عزیزة. [ ع َ زَ ] ( اِخ ) دختر قاسم بن قطلوبغای حنفی. از زنان فاضل عصر خود بشمار می رفت. و حدیث را از جده همسرش ام هانی هورینیه و غیره آموخته است. ( از اعلام النساء از الضوء اللامع سخاوی ).
عزیزة. [ ع َ زَ ] ( اِخ ) دختر محمد شرف الدین بن محمدبن ابی بکر قدسی قاهری. وی زنی محدث بود و نام اصلی او هاجر و کنیه اش ام فضل است، و در سالهای آخر عمر معتمدترین شخص عصر خود در حدیث گشته بود و بسیاری از محدثان از جمله سخاوی و ابن فهد از وی حدیث نقل کرده اند. تولد و وفات او در قاهره بود ( 790-874 هَ.ق. ). ( از الاعلام زرکلی از الضوء اللامع ).
عزیزة. [ ع َ زَ] ( اِخ ) دختر مشرف. زنی محدث بود. حدیث را از عم خویش فراگرفته. در ذی قعده سال 619 هَ.ق. درگذشته است. ( از اعلام النساء از المشتبه ذهبی و تاج العروس ).
دختر مشرف زنی محدث بود حدیث را از عم خویش فرا گرفته و در ذی قعده سال ۶۱۹ هجری قمری درگذشته است
اسم: عزیزه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: azize) (فارسی: عزيزه) (انگلیسی: azize)
معنی: گرامی، ارجمند، محترم، مؤنث عزیز، ( عربی ) ( مؤنث عزیز )، عزیز، محبوب، گرانمایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او و خواهرش عزیزه، از طریق مادر نوه وثوق الدوله نخست وزیر و ادیب مشهور سالهای بعد از مشروطه بودند.
💡 آخر نه این عزیزه جگر گوشه شه است؟ بی او زمانه را به جگر خون در افگنید
💡 نقل است که پیوسته مینالیدی. گفتند: ای عزیزه عالم! هیچ علتی ظاهر نمیبینیم و تو پیوسته با درد و ناله میباشی؟