طلم

لغت نامه دهخدا

طلم. [ طُ ] ( ع اِ ) خوان نان نهادن. ( منتهی الارب ).
طلم. [ طَ ] ( ع مص ) الضرب ببسط الکف. با کف دست زدن. || طلم الخبزة؛ برابر و درست ساخت نان را. ( منتهی الارب ).
طلم. [ طَ ل َ ] ( ع اِ ) چرک دندان که از ناکردن مسواک گرد آید. ( منتهی الارب ). چرک دندان را گویند. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

چرک دندان که از ناکردن مسواک گرد آید

جمله سازی با طلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جهان زد آتشی از طلم و زان حاصلش بی آبروئی بود و بس

💡 لبن کش از بز پستان اثر ندیده ز شیر به یمن مس سر انگشت آن طلم گشا

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز