صیدق
متضادها
کذاب، دروغگو
لغت نامه دهخدا
صیدق. [ ص َ دَ ] ( ع ص، اِ ) امانت دارو معتمدعلیه. || پادشاه. ( منتهی الارب ).
صیدق. [ ص َ دَ ] ( اِخ ) ستاره سهی.
جمله سازی با صیدق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به راستی و صیدق صیددیق ئهکرهم به دین دوستیی فارووق ئهعظهم