صیدق

لغت نامه دهخدا

صیدق. [ ص َ دَ ] ( ع ص، اِ ) امانت دارو معتمدعلیه. || پادشاه. ( منتهی الارب ).
صیدق. [ ص َ دَ ] ( اِخ ) ستاره سهی.

جمله سازی با صیدق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به راستی و صیدق صیددیق ئه‌کره‌م به دین دوستیی فارووق ئه‌عظه‌م

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز