صماد

«صماد» جمع «صمد» است و به معنای موجودات یا چیزهایی است که دارای بی‌نیازی و کمال مطلق هستند. واژه «صمد» در قرآن کریم و متون دینی به معنای «بی‌نیاز مطلق» و «مستغنی» به کار رفته و صماد جمع آن است که همان مفهوم را به صورت جمعی منتقل می‌کند. همچنین «صمد» نام یکی از صفات خداوند است و به ذات بی‌نیاز و کامل پروردگار اشاره دارد. این واژه در کاربرد جمع، نماد چند موجود کامل و بی‌نیاز است و بار معنایی آن همچنان تأکید بر بی‌نیازی و کمال است. ریشه لغوی آن از «صمد» است و همان معنای کمال، استقلال و بی‌نیازی را حفظ می‌کند، اما در قالب جمع به کار می‌رود. مفهوم صماد در زبان عربی و فارسی کلاسیک اهمیت ویژه‌ای دارد و بیشتر در بحث‌های کلامی و دینی دیده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

صماد. [ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ صَمد. رجوع به صمد شود. || سربند شیشه یا پوست پاره که سر شیشه بدان بندند. ( منتهی الارب ). غلاف شیشه. ( مهذب الاسماء ). || خرقه یا مندیل که مردم بر سر پیچند جز عمامه. ( منتهی الارب ).
صماد. [ ص ِ ] ( ع مص ) به شمشیر زدن یکدیگر را. ( منتهی الارب ).
صماد. [ ص ِ ] ( اِخ ) کوهی است. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

کوهی است

دانشنامه عمومی

صماد ( به عربی: صماد ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در منطقه مرکزی درعا واقع شده است. صماد ۳٬۰۹۸ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با صماد

💡 عزدین میر جهان داور غازی صماد آنکه در دولت و دین قدر معلا دارد