صلیح
مترادفها
صالح، نیک، شایسته
متضادها
فاسق، گناهکار
لغت نامه دهخدا
صلیح. [ ص َ ] ( ع ص ) نیک. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
صالح، نیک، نیکوکار
جمله سازی با صلیح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من بهترین دوست و بهترین پدر را از دست دادهام … من در زندگی خود هرگز با او حرف صلیحی نداشتم. من قلبم شکسته و غمگینم از غم و اندوه اما خدا در مسئولیتهایم به من کمک خواهد کرد و عزیزم مه مثل همیشه راحتی من خواهد بود. باشد که خداوند در کار سنگینی که بر دوش من است قدرت و هدایت من قرار دهد