صارف

لغت نامه دهخدا

صارف. [ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صَرْف. || سگ ماده آزمند نر. ( منتهی الارب ). سگی کرآواز. ( مهذب الاسماء، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). سگی کروار. ( مهذب الاسماء، نسخه خطی دیگر از کتابخانه مؤلف ).
صارف. [ رِ ] ( اِخ ) نام اسب حذیفةبن بدر است. رجوع به عقدالفرید ج 6 ص 22 شود.

فرهنگ فارسی

نام اسب حذیفه بن بدر است

جمله سازی با صارف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جواب: يعنى اين كه به واسطه ى شغلش از نماز منصرف نمى شود.(501) قطعا داعىو صارف قوى لازم دارد كه از بازار و گرمى آن و كار در وقت نماز، دست بردارد هر چندديگران هم نماز مى خوانند، ولى ممكن است تاءخير بيندازند و مواظباول وقت و وقت فضيلت و درك آن نباشند،و از آن ها فوت شود.

💡 كسى كه عاشق جميله اى است و مى خواهد با او ارتباط برقرار كند (شخص باتقوا از راه مشروع، و غير متقى از هر راهى كه شد ) هميشه فكروخيال او به كوى و خانه ى او است. و بايد صارف و مانعى باشد كه او را بهخود متوجهكند. پروانه نيازى به ى اد دادن محبت و توجه به نور ندارد، لذا بايدمحبت را به منبعكمالات ( خدا) و آن عالم (= آخرت ) افزود.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز