شیرین سوار

لغت نامه دهخدا

شیرین سوار. [ س َ ] ( ص مرکب ) سوار با حرکات شیرین. سوار شیرین خرام. ( از آنندراج ):
شیرین سوار من چه خبر دارد از جهان
مسکین کسی که بیندش از دور در جهان.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سوار با حرکات شیرین سوار شیرین خرام

جمله سازی با شیرین سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عروسی را بدان شیرین سواری که بودش برقع شیرین عماری

💡 چنان شیرین سواری بود آن ماه که از شورش غلط کرد آسمان راه

💡 من و جولانگه شیرین سواران بگذر ای ناصح ز سامان باز ماند هر که خاک راه شبدیزست

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز